آرامش بین آمریکا و ایران تا کی ادامه خواهد داشت؟ آیا منتظر یک جنگ بزرگ هستیم؟
ساعة واحدة مضت
گزارشها
2 زيارة
33
در برخی جبههها آرامش نسبی وجود دارد، اما این آرامش نه یک آرامش راهبردی است و نه صلح.
توافق موقت عملاً فروپاشیده است و مهلت ۶۰ روزه بدون دستیابی به توافق جدید پایان یافته، در حالی که واشنگتن میگوید در حال حاضر هیچ مذاکرهای برنامهریزی نشده است.
خطرناکتر اینکه نشانههای کنونی به سمت احتمال یک دور جدید از تشدید تنشها متمایل است:
– ایران تهدید کرده است که در صورت شکست دیپلماسی، بهویژه درباره تنگه هرمز، موضع خود را به «حالت کاملاً تهاجمی» تغییر خواهد داد.
– ترامپ فشار اقتصادی وارد میکند و تهدید به تشدید کنترل بر هرمز کرده است، در حالی که در حال حاضر هیچ مذاکره مستقیم و علنیای وجود ندارد.
– تردد نفتکشها از هرمز همچنان با اختلال مواجه است و قیمت نفت به بالاترین سطح خود از ماه ژوئیه رسیده است؛ این موضوع نشان میدهد بازارها بحران را پایانیافته تلقی نمیکنند.
– گزارشهایی درباره آمادهسازی گزینههایی از سوی ایران برای هدف قرار دادن منافع و پایگاههای آمریکا در خارج از خاورمیانه در صورت گسترش درگیری منتشر شده است؛ اگر این گزارش تأیید شود، تحول بسیار خطرناکی خواهد بود.
آیا باید منتظر یک جنگ شدید باشیم؟
بله، احتمال وقوع یک دور درگیری شدید وجود دارد، اما من جنگ تمامعیار را تنها سناریو یا حتی سناریوی اجتنابناپذیر نمیدانم.
از نظر من، محتملترین وضعیت یکی از این سه سناریو است:
۱. تشدید محدود تنش و سپس مذاکره — حدود ۴۵٪
حملات متقابل، حمله به پایگاهها یا کشتیها، افزایش فشار بر هرمز و سپس ورود میانجیهایی مانند عمان یا پاکستان برای بازگشایی کانال مذاکرات.
۲. یک دور درگیری نظامی گسترده — حدود ۴۰٪
اگر آمریکا تلاش کند در هرمز راهحلی را با زور تحمیل کند یا اهداف مهمی را در ایران مورد حمله قرار دهد، ایران ممکن است با حملات گسترده علیه پایگاههای آمریکا و منافع دریایی آن در منطقه پاسخ دهد. در چنین شرایطی، تحولات میتواند بهسرعت از کنترل خارج شود.
۳. جنگ منطقهای گسترده — حدود ۱۵٪
این خطرناکترین احتمال است: ورود مستقیم اسرائیل یا کشورهای خلیج فارس، گسترش حملات به عراق، سوریه و یمن و بسته شدن گسترده و عملی تنگه هرمز. هزینه اقتصادی و نظامی این سناریو برای همه طرفها بسیار سنگین خواهد بود.
تناقض مهم این است که هرچه خطر جنگ افزایش پیدا کند، انگیزه هر دو طرف برای جلوگیری از وقوع آن نیز بیشتر میشود.
آمریکا پس از مصرف گسترده تسلیحات در طول جنگ با مشکل کمبود مهمات و سامانههای دفاع هوایی مواجه است، در حالی که ایران با فشار اقتصادی، تحریم و اختلال در صادرات خود روبهروست. گزارشهای آمریکایی نیز پیشتر از کاهش ذخایر موشکهای دوربرد و مهمات دفاعی و رهگیرها خبر داده بودند.
بنابراین، من معتقدم هفتههای آینده بیش از آنکه بتوان آنها را «دوره آرامش» نامید، باید «آرامش مسلح و مستعد انفجار» دانست.
بزرگترین جرقه احتمالی لزوماً یک حمله در داخل ایران نیست؛ بلکه ممکن است یک حادثه بزرگ در تنگه هرمز یا حمله به یک پایگاه آمریکایی و کشته شدن شمار زیادی از نیروهای آمریکایی باشد.