فشارهای اقتصادی که ترامپ به آنها بر ایران اشاره می‌کند چیست؟

34

فشارهای اقتصادی که ترامپ به آن علیه ایران اشاره می‌کند، چیست؟

اکنون سخنان ترامپ درباره «فشار اقتصادی» نسبت به چند روز گذشته مشخص‌تر شده است. تا ۲۰ اوت ۲۰۲۶، به نظر می‌رسد واشنگتن در حال حرکت از تمرکز بر حملات نظامی به سمت تلاش برای خفه کردن تدریجی اقتصاد ایران است، به‌جای آنکه فوراً وارد یک دور بزرگ‌تر از درگیری نظامی شود.

منظور ترامپ از فشار اقتصادی چیست؟

این فشار چند لایه دارد:

۱. هدف قرار دادن صادرات نفت ایران

نفت مهم‌ترین منبع ارز خارجی ایران است. بنابراین واشنگتن تلاش می‌کند توانایی تهران برای فروش نفت، به‌ویژه به چین، را کاهش دهد؛ از طریق هدف قرار دادن شرکت‌ها، واسطه‌ها و پالایشگاه‌هایی که نفت ایران را خریداری می‌کنند.

دولت آمریکا مشخصاً بررسی کرده است که تحریم‌هایی علیه پالایشگاه‌های مستقل چینی و حتی بانک‌های چینی، در صورت اثبات تسهیل پرداخت‌های مربوط به نفت ایران، اعمال کند.

۲. خفه کردن کانال‌های مالی

وزارت خزانه‌داری آمریکا پیش از این بیش از ۱۰۰۰ فرد و نهاد مرتبط با ایران را هدف تحریم قرار داده و تمرکز آن بر نفت، ارزهای دیجیتال و شبکه‌های تأمین مالی بوده است.

طرح جدید این است که واشنگتن از تعقیب یک شرکت در اینجا و یک فرد در آنجا، به سمت تلاش برای هدف قرار دادن کل شبکه مالی ایران حرکت کند.

۳. فشار بر کشورهایی که با ایران همکاری می‌کنند

این خطرناک‌ترین بخش سخنان اخیر ترامپ است.

ترامپ گفته است هر کشوری که از نظر مالی، تجاری یا لجستیکی به ایران کمک کند، با پیامدهای شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.

یعنی تحریم‌ها فقط علیه ایران نخواهد بود، بلکه ممکن است شرکت‌ها، بانک‌ها و کشورهایی را نیز که به ایران کمک می‌کنند، دربرگیرد.

در اینجا چین به آزمون واقعی سیاست آمریکا تبدیل می‌شود.

۴. امارات به‌طور خاص بسیار مهم است

امارات متحده عربی یکی از مسیرهای مهم تجاری و مالی ایران بوده است.

تحلیل‌های اخیر نشان می‌دهند که حدود یک‌سوم واردات ایران از طریق امارات انجام می‌شده و بخش قابل توجهی از جریان ارز خارجی ایران نیز از این مسیر عبور می‌کرده است.

بنابراین، بسته شدن این کانال می‌تواند فشار شدیدی بر توانایی ایران برای واردات کالا و انتقال درآمدهای صادراتی خود وارد کند.

به همین دلیل، اگر تصمیم اخیر امارات برای توقف روابط تجاری و مالی با ایران ادامه پیدا کند، این اقدام می‌تواند ضربه اقتصادی واقعی به تهران باشد، نه صرفاً یک اقدام سیاسی.

۵. محاصره دریایی

این موضوع با تحریم‌ها تفاوت دارد.

تحریم‌ها می‌گویند:

«با ایران معامله نکنید.»

اما محاصره دریایی عملاً می‌گوید:

«حتی اگر ایران خریداری پیدا کند، ما دسترسی کشتی‌ها به بنادر ایران را دشوار خواهیم کرد.»

این اقدام می‌تواند هم بر صادرات و هم بر واردات تأثیر بگذارد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که آمریکا از محاصره دریایی همراه با تحریم‌ها، به‌عنوان بخشی از تلاش برای تحت فشار قرار دادن بخش انرژی ایران استفاده می‌کند.

اما آیا این اقدامات می‌تواند اقتصاد ایران را فروبپاشاند؟

تضعیف اقتصاد: بله، و به‌شدت.

وادار کردن ایران به تسلیم: قطعی نیست.

در اینجا من تا حدی با ارزیابی ترامپ اختلاف نظر دارم.

ایران چندین دهه است که تحت تحریم قرار دارد و به همین دلیل، سازوکارهای مختلفی ایجاد کرده است، از جمله:

– شبکه‌های تجاری جایگزین
– شرکت‌های پوششی
– واسطه‌های نفتی
– تجارت با چین، روسیه و کشورهای همسایه
– مسیرهای مالی خارج از نظام غربی
– اقتصادی که می‌تواند تا حدی با وجود تحریم‌ها به فعالیت خود ادامه دهد.

گزارشی که رویترز منتشر کرده نیز اشاره می‌کند که راهبرد تعقیب شبکه‌های ایرانی با روش «یک شبکه را هدف قرار بده و شبکه دیگری ظاهر شود»، در بلندمدت نتایج محدودی داشته است.

و اینجا تناقض بزرگ ظاهر می‌شود

ترامپ می‌گوید ایران پول ندارد و تورم و فشار اقتصادی آن را مجبور به عقب‌نشینی خواهد کرد.

اما اگر آمریکا تلاش کند ایران را تا حداکثر ممکن تحت فشار قرار دهد، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد شود:

ایران هرمز را بیشتر محدود می‌کند → قیمت نفت افزایش می‌یابد → اقتصاد جهانی آسیب می‌بیند → چین و هند به واشنگتن فشار وارد می‌کنند → خود آمریکا نیز بخشی از هزینه بحران را متحمل می‌شود.

به همین دلیل است که سلاح تحریم، سلاحی بدون هزینه نیست.

امروز، پس از اظهارات اخیر ترامپ، قیمت نفت برنت به بیش از ۹۴ دلار افزایش یافته و اختلال در کشتیرانی از طریق هرمز همچنان ادامه دارد.

بنابراین، من معتقدم نبرد واقعی اکنون چین است

اگر آمریکا بتواند بگوید:

«ایران نباید نفت خود را به چین بفروشد.»

و چین این درخواست را بپذیرد، فشار بر ایران بسیار شدید خواهد شد.

اما اگر چین بگوید:

«من با وجود تحریم‌ها به خرید نفت ایران ادامه خواهم داد.»

در آن صورت واشنگتن با دو انتخاب دشوار روبه‌رو خواهد شد:

یا ادامه جریان درآمد به ایران را بپذیرد،

یا شرکت‌ها و بانک‌های چینی را تحریم کند.

گزینه دوم می‌تواند جنگ با ایران را به یک بحران اقتصادی میان آمریکا و چین تبدیل کند.

و این شاید از خود جنگ ایران و آمریکا خطرناک‌تر باشد.

جمع‌بندی

ترامپ اکنون تلاش می‌کند از طریق فرسایش اقتصادی به چیزی دست پیدا کند که نتوانست از طریق قدرت نظامی به دست آورد:

وادار کردن ایران به باز کردن هرمز و پذیرش امتیازات.

و در این زمینه کسانی نیز هستند که به سخنان او توجه می‌کنند.

اما موفقیت این طرح به سه کلید اصلی بستگی دارد:

نفت ایران → چین → هرمز

اگر ایران بتواند مسیر صادرات نفت خود به چین را حفظ کند، از طریق کانال‌های جایگزین به ارز خارجی دسترسی داشته باشد و همچنان کنترل مؤثر بر کشتیرانی در هرمز را حفظ کند، فشار اقتصادی ممکن است از یک سلاح برای وادار کردن ایران به تسلیم، به یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت میان واشنگتن و تهران تبدیل شود.

و این همان سناریویی است که از نظر من برای ترامپ خطرناک‌تر است:

ایران فرو نمی‌پاشد، آمریکا نمی‌تواند جنگ را به نتیجه قطعی برساند، چین به خرید نفت ادامه می‌دهد و هرمز همچنان به‌عنوان یک اهرم فشار در اختیار ایران باقی می‌ماند.

بنابراین، جمع‌بندی نهایی:

در نهایت، پیروز ایران خواهد بود؛ با حکمت و پایداری.

شاهد أيضاً

أقسامها العشرة الأهم، ولا سيما ما قاله کاغان عن هرمز…

60 أهم 10 فقرات فيه، خصوصًا ماذا قال عن هرمز وأمريكا وإسرائيل ومستقبل إيران خلال …