آیا آمریکا مجبور به تخلیه پایگاههای خود در منطقه خواهد شد؟
ساعة واحدة مضت
گزارشها
4 زيارة
Haydari Nazar
29
حتماً. ترجمهٔ کامل و با حفظ ساختار متن به فارسی:
اگر سناریویی فرضی را در نظر بگیریم که در آن ایالات متحده مجبور شود پایگاههای نظامی خود در بحرین، قطر، کویت، امارات متحده عربی و عراق را بهصورت متوالی تخلیه کند،
این امر یک تحول بسیار بزرگ راهبردی خواهد بود، اما بهطور خودکار به معنای خروج آمریکا از خاورمیانه نیست. مهمتر اینکه این سناریو کاملاً صرفاً یک ایده نظری نیست؛ زیرا گزارشهای کنونی از فشارها و مذاکرات مرتبط با حضور نیروهای آمریکایی سخن میگویند، در حالی که ایران اعلام کرده است بسته ماندن تنگه هرمز به شروطی از جمله پایان فعالیت نظامی آمریکا در منطقه مرتبط است.
۱. بحرین: از دست دادن مرکز ناوگان پنجم
بحرین از نظر دریایی حساسترین حلقه است؛ زیرا حضور نیروی دریایی آمریکا در آنجا با فرماندهی ناوگان پنجم و عملیات دریایی در خلیج فارس ارتباط دارد.
اگر آمریکا از بحرین خارج شود، موارد زیر را از دست خواهد داد:
-
یک مرکز پیشرفته فرماندهی دریایی که بسیار نزدیک به تنگه هرمز است.
-
بخش مهمی از توانایی خود برای نظارت بر خلیج فارس.
-
زیرساخت لجستیکی که امکان ماندگاری طولانیمدت کشتیهای آمریکایی در منطقه را فراهم میکند.
نتیجه: نیروی دریایی آمریکا مجبور خواهد شد از مواضع دورتری، مانند دریای عرب و اقیانوس هند، فعالیت کند.
۲. قطر: از دست دادن مرکز قدرت هوایی
خروج آمریکا از العدید به معنای از دست دادن یکی از مهمترین نقاط اتکای هوایی آمریکا در منطقه خواهد بود؛ زیرا پایگاه العدید یک مرکز اصلی عملیات هوایی و فرماندهی آمریکا در منطقه به شمار میرود.
در اینجا تأثیر با بحرین متفاوت خواهد بود:
-
بحرین = ضربه دریایی.
-
قطر = ضربه هوایی و فرماندهی.
آمریکا برای جبران این خلأ، نیاز خواهد داشت هواپیماها و مراکز فرماندهی خود را در تعداد بیشتری از پایگاههای خارج از خلیج فارس توزیع کند.
۳. کویت: از دست دادن عمق زمینی
کویت بهویژه برای استقرار نیرو، پشتیبانی و نیروهای زمینی اهمیت دارد. اگر نیروهای آمریکایی از کویت خارج شوند، استفاده واشنگتن از خلیج فارس بهعنوان سکویی برای یک عملیات زمینی بزرگ علیه ایران دشوارتر خواهد شد.
در اینجا یک نتیجه راهبردی مهم آشکار میشود: هرچه آمریکا پایگاههای بیشتری را در خلیج فارس از دست بدهد، ایران از کشوری که با یک قدرت نظامی آمریکایی مستقر در اطراف خود مواجه است، به کشوری تبدیل میشود که با یک قدرت آمریکایی مواجه است که از فواصل دورتری فعالیت میکند.
۴. امارات متحده عربی: از دست دادن یک پایگاه پیشرفته دیگر
امارات برای توانمندیهای هوایی، دریایی و لجستیکی اهمیت دارد. اما خروج آمریکا از این کشور، از نظر فرماندهی مرکزی، تأثیر کمتری نسبت به از دست دادن بحرین و قطر خواهد داشت؛ بنابراین واشنگتن میتواند بخشی از این خلأ را با انتقال نیروها به مناطق دیگر جبران کند.
۵. عراق: این خروج متفاوت است
خروج نیروهای آمریکایی از عراق تأثیر سیاسی و راهبردی بزرگی خواهد داشت، زیرا به این معناست که آمریکا دیگر آن عمق زمینی نزدیک به ایران را در اختیار نخواهد داشت.
و این موضوع نقشه را تغییر میدهد: عراق → کویت → بحرین → قطر → امارات
اگر آمریکا از این زنجیره خارج شود، تقریباً شبکه استقرار پیشرفته خود در داخل خلیج فارس را از دست خواهد داد. این موضوع با مطالعات پیشین درباره حضور آمریکا نیز همخوانی دارد که بحرین، کویت، قطر و امارات را «چهار مرکز» اصلی حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس دانستهاند.
پس از آن چه اتفاقی میافتد؟
اینجاست که مسئله از صرفاً «آمریکا عقبنشینی کرد» مهمتر میشود.
ایران به قدرتی با قویترین موقعیت جغرافیایی-نظامی در خلیج فارس تبدیل خواهد شد. اما باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت:
-
کنترل تنگه
-
کنترل کل خلیج فارس
داشتن توانایی گسترده برای کنترل حرکت کشتیرانی در تنگه هرمز به این معنا نیست که ایران میتواند مانع نزدیک شدن هر نیروی دریایی آمریکا به دریای عرب یا اقیانوس هند شود.
عمان اهمیت بیشتری پیدا میکند
اگر آمریکا از خلیج فارس خارج شود، اهمیت عمان به دلیل موقعیت آن در خارج از خلیج فارس و نزدیکی به ورودی تنگه هرمز، بهشدت افزایش خواهد یافت.
مسقط ممکن است به یک میانجی امنیتی و سیاسی اصلی میان ایران، آمریکا و کشورهای خلیج فارس تبدیل شود.
عربستان سعودی
عربستان سعودی برای آمریکا به مهمترین کشور خلیج فارس تبدیل خواهد شد. اگر پایگاههای آمریکایی در عربستان باقی بمانند یا امکان استفاده آمریکا از آنها وجود داشته باشد، واشنگتن بیش از گذشته به عربستان متکی خواهد شد.
اما اگر این سناریو عربستان را نیز شامل شود، تحول بسیار بزرگتر خواهد بود.
در آن صورت، آمریکا عملاً از:
خلیج فارس → به حاشیه خلیج فارس و دریای عرب
منتقل خواهد شد.
کشورهای خلیج فارس چه خواهند کرد؟
در اینجا به نظر من بزرگترین نتیجه، بازسازی امنیت خلیج فارس بر مبنای منطقهای خواهد بود.
بحرین، قطر، کویت و امارات نمیتوانند بهسادگی همچنان به چتر امنیتی قدیمی آمریکا تکیه کنند. آنها نیاز خواهند داشت به:
-
تقویت پدافند هوایی و موشکی.
-
توسعه نیروهای دریایی.
-
افزایش هماهنگی میان کشورهای خلیج فارس.
-
ایجاد کانالهای مستقیم امنیتی با ایران.
-
و احتمالاً ایجاد ترتیبات امنیتی جدید با چین، روسیه و دیگر کشورها.
این موضوع بسیار مهم است، زیرا خود کشورهای خلیج فارس نیز در جریان بحران کنونی هدف حملات قرار گرفتهاند و همین مسئله، اتکای کامل به حمایت آمریکا را به موضوعی قابل بحث تبدیل کرده است.
نتیجه بزرگ
اگر این خروج بهصورت تدریجی و به دلیل ناتوانی واشنگتن در حفظ پایگاههای خود رخ دهد، موضوع چیزی فراتر از یک خروج نظامی خواهد بود.
این امر به معنای انتقال از:
نظام آمریکایی امنیت خلیج فارس
به:
نظام امنیتی چندقطبی
خواهد بود؛ نظامی که در آن ایران قدرت جغرافیایی و نظامی اصلی در خلیج فارس است، در حالی که آمریکا همچنان یک قدرت خارجی با توانایی مداخله از خارج منطقه باقی میماند.
اما من معتقد نیستم واشنگتن بهسادگی بگوید: «خلیج فارس را از دست دادیم، پس برویم.»
محتملتر این است که آمریکا اقدامی هوشمندانهتر انجام دهد: نیروهای خود را از مواضعی که پرهزینه و خطرناک شدهاند خارج کند و آنها را به مناطق دورتر و امنتر منتقل کند، در حالی که توانایی بازگشت و مداخله در صورت نیاز را حفظ میکند.
و دقیقاً همین مسئله است که هرمز را به چیزی فراتر از یک مسیر انتقال نفت تبدیل میکند: اگر ایران بتواند قواعد عبور و مرور در آن را تحمیل کند، در حالی که نیروهای آمریکایی نتوانند از پایگاههای نزدیک به آن استفاده کنند، توازن قدرت در خلیج فارس تغییر خواهد کرد؛ حتی اگر آمریکا همچنان یک قدرت نظامی جهانی باقی بماند.
و در حال حاضر، در ۱۱ اوت ۲۰۲۶، موضع اعلامشده ایران سختگیرانهتر است: تهران بازگشایی هرمز را به شروطی از جمله پایان فعالیت نظامی آمریکا در منطقه مرتبط کرده است؛ موضوعی که باعث میشود مسئله پایگاهها به بخشی مستقیم از مذاکرات تبدیل شود، نه صرفاً موضوعی نظامی و جداگانه.