موازنه قوا در خلیج فارس پس از خروج آمریکا

Haydari Nazar 

30

عربستان سعودی دارای این ظرفیت‌هاست:

– مساحت جغرافیایی بسیار گسترده.
– قدرت مالی.
– تولید عظیم نفت.
– توان نظامی بیشتر از اکثر کشورهای خلیج فارس.
– مسیرهای جایگزین صادرات نفت که تا حدی مستقل از تنگه هرمز هستند.

نکته آخر بسیار مهم است: عربستان سعودی و امارات متحده عربی برخی مسیرهای صادرات نفت دارند که از تنگه هرمز عبور نمی‌کنند، هرچند ظرفیت جایگزین آنها در مقایسه با حجم تولید نفت خلیج فارس محدود است.

بنابراین، عربستان سعودی می‌تواند به قطب اصلی عربی در نظام جدید تبدیل شود.

اما برای تنگه هرمز چه اتفاقی می‌افتد؟

در اینجا، به نظر من، وضعیت با تصور «ایران هر زمان که بخواهد تنگه را باز و بسته می‌کند» متفاوت خواهد بود.

اگر اوضاع تثبیت شود، ممکن است توافقی از این نوع شکل بگیرد:

ایران امنیت کشتیرانی غیرنظامی و تجاری را تضمین کند

در مقابل:

عدم حضور نیروها یا کشتی‌های جنگی آمریکا و اسرائیل در داخل خلیج فارس.

این موضوع به اصل موضع اعلام‌شده کنونی ایران نزدیک است؛ یک مقام ایرانی در ۱۱ اوت ۲۰۲۶ اعلام کرد که ادامه بسته ماندن تنگه هرمز به شروطی از جمله پایان فعالیت نظامی آمریکا در منطقه مرتبط است.

اما بسته ماندن کامل تنگه، منافع دائمی ایران را تأمین نمی‌کند؛ زیرا به صادرات انرژی خود ایران نیز آسیب می‌زند و بر اقتصاد منطقه فشار وارد می‌کند.

چه کسی «قدرت اول» خواهد بود؟

اگر در چارچوب این سناریوی فرضی از من بخواهید قدرت‌های خلیج فارس را در پایان سال ۲۰۳۰ رتبه‌بندی کنم:

جایگاه| قدرت| نوع قدرت
۱| ایران| نظامی و جغرافیایی
۲| عربستان سعودی / ائتلاف خلیج فارس| مالی، اقتصادی و نظامی
۳| چین| اقتصادی، تجاری و نفوذ سیاسی
۴| روسیه| نظامی و سیاسی
۵| عراق| جغرافیایی و سیاسی

اما یک تناقض مهم وجود دارد:

ایران ممکن است قدرت نظامی اول باشد، در حالی که چین بزرگ‌ترین نفوذ اقتصادی را در اختیار داشته باشد.

این بدان معناست که خلیج فارس به معنای کامل «ایرانی» نخواهد شد، بلکه به منطقه‌ای چندقطبی تبدیل خواهد شد.

خطرناک‌ترین سناریو برای آمریکا

خطر اصلی برای واشنگتن این نیست که یک پایگاه یا پایگاه دیگری را از دست بدهد.

خطر واقعی زمانی است که این زنجیره اتفاقات شکل بگیرد:

– خروج آمریکا از پایگاه‌ها
– برقراری ثبات در کشتیرانی بدون حضور آمریکا
– انعقاد توافق‌های کشورهای خلیج فارس با ایران
– ورود چین به عرصه اقتصادی و امنیتی
– عادت کردن کشورهای خلیج فارس به نبود چتر امنیتی آمریکا

در چنین شرایطی، بازگشت آمریکا در آینده از نظر سیاسی بسیار دشوارتر خواهد شد؛ حتی اگر ایالات متحده همچنان از نظر نظامی در سطح جهانی قدرتمندتر باشد.

و دلیل اهمیت بسیار زیاد هرمز نیز همین است:

مسئله فقط نفت نیست.

مسئله این است که چه کسی توانایی تعیین قواعد امنیتی در خلیج فارس را در اختیار دارد.

وضعیت کنونی کشتیرانی

در حال حاضر، حجم اختلال در کشتیرانی نشان‌دهنده اهمیت این مسئله است:

حرکت کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز در ۱۰ اوت به تنها ۶ کشتی کاهش یافت؛ در حالی که پیش از جنگ، این رقم حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی بود.

جمع‌بندی تحلیلی من

اگر این سناریو واقعاً محقق شود، جایگزین به این شکل نخواهد بود:

آمریکا ← چین

بلکه:

آمریکا خارج از خلیج فارس

ایران، قدرت نظامی اصلی منطقه‌ای

عربستان سعودی، یک قطب اصلی عربی

چین، شریک اقتصادی و امنیتی بلندمدت

روسیه، شریک نظامی و سیاسی

کشورهای خلیج فارس، در مسیر ایجاد یک نظام امنیتی چندجانبه

و این، از نظر من، بزرگ‌ترین تغییر در توازن قوا در خلیج فارس از زمان خروج بریتانیا از این منطقه در سال ۱۹۷۱ خواهد بود.

شاهد أيضاً

أقسامها العشرة الأهم، ولا سيما ما قاله کاغان عن هرمز…

59 أهم 10 فقرات فيه، خصوصًا ماذا قال عن هرمز وأمريكا وإسرائيل ومستقبل إيران خلال …