چگونه می‌توان تشدید جنگ میان ایران و آمریکا را ارزیابی کرد؟

66

چگونه می‌توان تشدید جنگ میان ایران و آمریکا را ارزیابی کرد؟

اگر تشدید درگیری‌ها را بر اساس وضعیت ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ ارزیابی کنیم، به نظر من جنگ وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک شده است؛ مرحله‌ای فراتر از یک جنگ نیابتی یا جنگ اقتصادی. مهم‌ترین تحول، انتقال مرکز ثقل درگیری به دریا، کشتیرانی و تنگه هرمز است.

ارزیابی من از سطح تشدید درگیری: ۹ از ۱۰

۱. از جنگ فرسایشی به رویارویی مستقیم دریایی

در روزهای اخیر، ایران کشتی‌هایی را در نزدیکی هرمز هدف قرار داده است، در حالی که آمریکا اعلام کرده پنج نفتکش ایرانی را منهدم کرده است. رویترز دور اخیر را بزرگ‌ترین موج حملات متقابل علیه کشتیرانی از آغاز جنگ توصیف کرده است.

این موضوع بسیار مهم است، زیرا هدف قرار دادن کشتی‌ها نشان می‌دهد که دو طرف به جای محدود شدن به حمله به اهداف زمینی، شروع به افزایش هزینه ادامه جنگ برای طرف مقابل کرده‌اند.

۲. هرمز به مرکز نبرد تبدیل شده است

تردد کشتی‌ها از طریق تنگه به تنها ۷ کشتی در یک روز کاهش یافته و در آن روز هیچ نفتکش حامل گاز طبیعی مایع‌شده‌ای از تنگه عبور نکرده است.

همچنین ایران از ایجاد یک منطقه دریایی «ممنوعه/غیرمجاز» در خارج از تنگه خبر داده و اعلام کرده است کشتی‌هایی که بدون هماهنگی وارد این منطقه شوند، ممکن است با اقدام ایران مواجه شوند.

از نظر من، در اینجا موضوع دیگر صرفاً بستن تنگه هرمز نیست، بلکه تلاش برای تحمیل یک نظام جدید جهت کنترل کشتیرانی است.

۳. خطرناک‌ترین تحول: هدف قرار دادن ناوهای جنگی آمریکا

گزارش‌هایی درباره تلاش‌های مکرر ایران برای هدف قرار دادن ناوهای جنگی آمریکا با موشک‌های بالستیک منتشر شده است؛ برخی از این حملات «بسیار نزدیک» به اصابت به اهداف خود توصیف شده‌اند.

در مقابل، فرماندهی آمریکا می‌گوید کشتی‌های آمریکایی مورد اصابت قرار نگرفته‌اند و حملات ایران شکست خورده‌اند.

اما حتی اگر کشتی‌ها مورد اصابت قرار نگرفته باشند، صرف انتقال ایران به مرحله حمله مستقیم به واحدهای دریایی آمریکا، سطح خطر و ریسک را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد.

۴. خطرناک‌تر از آن: گسترش جنگ به باب‌المندب

تصرف المخا توسط حوثی‌ها، جبهه دومی را در اطراف باب‌المندب و دریای سرخ باز می‌کند؛ آن هم هم‌زمان با بحران هرمز.

این وضعیت باعث می‌شود ایران و متحدانش، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، توان اعمال فشار بر دو گذرگاه دریایی راهبردی را داشته باشند:

هرمز → خلیج فارس و خروج نفت

باب‌المندب → دریای سرخ و کانال سوئز

همین نکته باعث می‌شود تشدید کنونی درگیری‌ها خطرناک‌تر از مراحل قبلی باشد.

۵. شاخص اقتصادی نیز با قدرت در حال نمایان شدن است

قیمت نفت برنت از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و امروز در یکی از جلسات معاملاتی بیش از ۶ درصد افزایش یافته است؛ این افزایش در شرایطی رخ داده که نگرانی‌ها درباره هرمز و دریای سرخ بیشتر شده است.

این بدان معناست که جنگ دیگر فقط یک مشکل نظامی میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به یک بحران جهانی در زمینه انرژی، تجارت و کشتیرانی است.

جمع‌بندی

به نظر من، جنگ اکنون در سه سطح درهم‌تنیده جریان دارد:

سطح اول: ایران ↔ ایالات متحده

حملات مستقیم و جنگ فرسایشی نظامی.

سطح دوم: ایران ↔ کشتیرانی بین‌المللی

تلاش برای ایجاد یک واقعیت جدید در تنگه هرمز.

سطح سوم: هرمز ↔ باب‌المندب

گسترش نبرد به دریای سرخ، المخا و حوثی‌ها.

به همین دلیل، کنترل المخا توسط حوثی‌ها را نمی‌توان رویدادی کاملاً جدا از بحران هرمز دانست؛ زیرا این امر به معنای آن است که فشار بر کشتیرانی می‌تواند از خلیج فارس به دریای سرخ نیز منتقل شود.

**و مهم‌ترین سؤال اکنون این نیست که آیا جنگ ادامه خواهد یافت یا نه؛ بلکه این است که آیا ایران و آمریکا می‌توانند رویارویی را در چارچوب جنگ کشتی‌ها محدود نگه دارند، یا اینکه درگیری به حمله به پایگاه‌ها و تأسیسات نفتی داخل کشورهای خلیج فارس کشیده خواهد شد؟

اگر احتمال دوم رخ دهد، من آن را ورود جنگ به مرحله‌ای جدید از تشدید راهبردی می‌دانم؛ مرحله‌ای که بسیار خطرناک‌تر از وضعیت کنونی خواهد بود.

شاهد أيضاً

البنتاغون يقر بأن إيران ألحقت أضرارا جسيمة بمنشآت البحرية الأمريكية في البحرين

أقر البنتاغون بأن إيران نجحت في إلحاق أضرار جسيمة بمنشآت الأسطول الخامس للبحرية الأمريكية في …