24
آینده تنگه هرمز نه «بستن دائمی» خواهد بود و نه بازگشت سریع به وضعیت بحرانی قبل از سال ۲۰۲۶. به احتمال زیاد، ما با یک دوره طولانی از ناوبری متناوب، بازدارندگی متقابل، افزایش هزینههای بیمه و کشتیرانی و تلاشهای کشورهای خلیج فارس و آسیا برای کاهش وابستگی خود به آن مواجه هستیم.
به این دلیل که آنچه در سال ۲۰۲۶ اتفاق افتاد، چیزی حیاتی را تغییر داد: تهدید هرمز دیگر صرفاً یک احتمال نظری نیست. سازمان بینالمللی دریانوردی وضعیت را آنقدر خطرناک اعلام کرد که در ماه ژوئن اعلام کرد که عبور ایمن بدون تضمینهای امنیتی معتبر امکانپذیر نیست. از آغاز بحران، دهها حمله به کشتیرانی ثبت شده است.
من پنج روند اصلی را پیشبینی میکنم:
۱. هرمز بیشتر اوقات باز خواهد ماند، اما لزوماً امن نیست.
این یک نکته حیاتی است. بسته شدن کامل برای همه طرفها، از جمله ایران و کشورهای خلیج فارس، بسیار پرهزینه خواهد بود. بنابراین، من معتقدم محتملترین سناریو، استفاده از تهدید به محاصره، محدودیت یا اعمال شرایط بر ناوبری به عنوان اهرم فشار است، نه یک بسته شدن دائمی.
۲. هرمز به یک دارایی استراتژیک حتی بزرگتر برای ایران تبدیل خواهد شد. ارزش واقعی تنگه نه تنها در توانایی بستن آن، بلکه در توانایی هر طرف برای وادار کردن شرکتهای کشتیرانی به بررسی این موضوع نهفته است: آیا عبور از تنگه ارزش ریسک کردن را دارد؟
افزایش ریسک میتواند منجر به موارد زیر شود:
افزایش حق بیمه دریایی.
تغییر مسیرهای کشتیرانی.
تاخیر در حمل و نقل.
افزایش قیمت نفت و گاز.
خروج موقت برخی از شرکتهای کشتیرانی از منطقه.
این امر حتی بدون بسته شدن قانونی یا نظامی تنگه نیز میتواند اتفاق بیفتد.
۳. کشورهای خلیج فارس توسعه جایگزینها را تسریع خواهند کرد.
این امر از قبل آغاز شده است. به عنوان مثال، عراق در حال بررسی مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت از هرمز است و علاقه فزایندهای به خطوط لوله، بنادر و مسیرهای زمینی وجود دارد.
اما نکته مهمی وجود دارد: هیچ جایگزینی نمیتواند به سرعت جایگزین کامل هرمز شود. بنابراین، اهمیت آن برای سالهای آینده همچنان قابل توجه خواهد بود.
۴. چین یکی از تأثیرگذارترین کشورها در آینده تنگه خواهد بود.
چین به شدت به انرژی خلیج فارس وابسته است و بنابراین علاقه زیادی به جلوگیری از تبدیل شدن هرمز به یک میدان نبرد آشکار دارد. این امر باعث میشود انتظار داشته باشم که پکن برای ترتیباتی که ادامه ناوبری را تضمین میکند، تلاش کند و ممکن است در سالهای آینده از نظر دیپلماتیک و نظامی در خلیج فارس مشارکت بیشتری داشته باشد.
5. جهان شروع به برخورد با تنگه هرمز به عنوان یک “آسیبپذیری استراتژیک” خواهد کرد، نه فقط یک گذرگاه دریایی.
این مشابه اتفاقی است که پس از حملات به کشتیها در دریای سرخ رخ داد: شرکتها همیشه منتظر یک فاجعه برای تغییر رفتار خود نیستند؛ یک دوره طولانی از افزایش ریسک کافی است تا آنها را به ارزیابی مجدد وادار کند.
اما یک سناریوی خطرناکتر نیز وجود دارد: اگر تشدید مستقیم نظامی بین ایران و ایالات متحده از سر گرفته شود، میتوانیم شاهد بسته شدن بالفعل یا تقریباً با تأخیر باشیم.
این امر عواقب بسیار مهمی خواهد داشت. در بحران 2026، اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده تخمین زد که اختلال در تنگه هرمز میلیونها بشکه در روز از تولید خلیج فارس را متوقف میکند، اما پس از بهبود ناوبری و از سرگیری جریانها، پیشبینی خود را اصلاح کرد.
بنابراین، من باور ندارم که ایالات متحده، چین، اروپا یا کشورهای حوزه خلیج فارس خواهان تکرار سناریوی تعطیلی طولانی مدت باشند.
خلاصه پیشبینی من
اگر بخواهم این موارد را به عنوان تخمین و نه آمار برای چند سال آینده ارائه دهم:
سناریو
تخمین
ناوبری مداوم با تنشها و تهدیدهای متناوب
50٪
ترتیبات امنیتی جدید، تنگه هرمز را پایدارتر میکند
25٪
بستگی/اختلال موقت به دلیل یک جنگ جدید
20٪
بستگی بلندمدت
5٪
آنچه برای من از همه مهمتر است این است که آینده در مورد “آیا ایران میتواند تنگه هرمز را ببندد؟” نخواهد بود، بلکه در مورد “ایران تا چه حد میتواند عبور از تنگه هرمز را بدون متحمل شدن هزینه یک جنگ تمام عیار، پرهزینه و خطرناک کند؟”
این یک معادله کاملاً متفاوت است.
قابل توجه است که خود سازمان بینالمللی دریانوردی در ماه ژوئیه تأیید کرد که آزادی دریانوردی در تنگههای بینالمللی نباید تهدید، مانع یا تعلیق شود، به این معنی که تنگه هرمز در واقع به یک مسئله بینالمللی تبدیل شده است که فراتر از اختلاف صرف ایران و آمریکا است.
الولاية الاخبارية موقع اخباري وثقافي لمن يسلك الطريق الی الله